تبلیغات
ای عزیز یك بار از ساحل گذشتی وسالهاست كه دریا به روی رد پایت بوسه می زند سیب مرا بگیر وبه من اعتماد كن / آدم شدند نسل تو با اشتباه من - فرشته
سیب مرا بگیر وبه من اعتماد كن / آدم شدند نسل تو با اشتباه من

خوشبختانه یا متاسفانه من یك دخترم همین!!!

شنیده بودم روزی یك فرشته روی ابر ها زندگی می كرد گاه گاهی با باران

 

می امد روی زمین پیش زمینی ها

 

یك روز روی قاب پنجره ای فرود آمد و عاشق دخترك زمینی شد دیوانه شد

 

هرشب دلش می خواست باران

 

ببارد با بغض ابرها بغض می كرد وبا هر رعدوبرق عزم سفر...رفت پیش

 

فرشته پیر جریان را گفت فرشته پیر

 

گفت باید برود خودش را ازبلندترین ساختمان شهر بیاندازد...تا زمینی شود

وبرای همیشه خاكی باشد..

 

او رفت وسقوط كرد ووقتی كه خودش   را روی زمین دید با دست وپای

 

وجسم زمینی اش شاد شد دیوانه

 

وار می دوید به سوی دخترك اما وفتی رسید دید ماشین دخترك چپ كرده

 

ودارد جان می دهد..بالای سرش

 

ایستاد دستانش را گرفت التماس كرد نرود اما دخترك پر كشید و رفت..

 

 وفرشته ی زمین تا آخر عمر تنها ماند....

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 25 اسفند 1389 ساعت 02:25 ق.ظ توسط leyli نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


k3cod.com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست